کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گزند-خوردن | کلماتور
معانی کلمه : گزند خوردن
تلفظ بین المللی :
/ɡˈazand xˈordan/
تلفظ :
[g'azand x'oRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گزند اوردن
گزند آوردن
گزند
گزند امدن
گزند جستن
گزند دیدن
گزند رساندن
گزند رسانیدن
گزند رسیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
گزند خوردن. [ گ َ زَ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) گزندرسیده شدن. ( آنندراج ). صدمه دیدن. آسیب دیدن :
به زیر شاخ گل افعی گزیده بلبل را
نواگران نخورده گزند را چه خبر.
نظیری نیشابوری ( از آنندراج ).
و رجوع به گزند شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) گزند دیدن آسیب دیدن .
کلمات مرتبط
گزند اوردن
گزند آوردن
گزند
گزند امدن
گزند جستن
گزند دیدن
گزند رساندن
گزند رسانیدن
گزند رسیدن
نظرات