کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : گریزگه
تلفظ بین المللی :
/ɡorˈizɡah/
تلفظ :
[goR'izgah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
گریز گه
گریزه
گریزگاه
خوش گریزها
گریزهایم
گریزگاه مالیاتی
گریزیه
همه پرسی گریزگاه های مالیاتی اکوادور
سامان گریز
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
گریزگه .
[ گ ُ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) مخفف گریزگاه
:
من که در شهربند کشور خویش
بسته دارم گریزگه پس و پیش .
نظامی .
رجوع به گریزگاه شود.
کلمات مرتبط
گریز گه
گریزه
گریزگاه
خوش گریزها
گریزهایم
گریزگاه مالیاتی
گریزیه
همه پرسی گریزگاه های مالیاتی اکوادور
سامان گریز
نظرات