Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گریز گه

تلفظ بین المللی : /ɡˈoriz ɡˈah/ تلفظ :‌ [g'oRiz g'ah]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گریزگه
  • گریزه
  • گریزگاه
  • خوش گریزها
  • گریزهایم
  • گریزگاه مالیاتی
  • گریزیه
  • همه پرسی گریزگاه های مالیاتی اکوادور
  • گریز
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گریزگه. [ گ ُ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) مخفف گریزگاه :
من که در شهربند کشور خویش
بسته دارم گریزگه پس و پیش.
نظامی.
رجوع به گریزگاه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) گریز گاه : من که در شهر بند کشور خویش بسته دارم گریزگه پس و پیش ... ( نظامی )

کلمات مرتبط

  • گریزگه
  • گریزه
  • گریزگاه
  • خوش گریزها
  • گریزهایم
  • گریزگاه مالیاتی
  • گریزیه
  • همه پرسی گریزگاه های مالیاتی اکوادور
  • گریز
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات