کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گروگذار | کلماتور
معانی کلمه : گروگذار
تلفظ بین المللی :
/ɡˈeroɡozˈɑr/
تلفظ :
[g'eRogoz'AR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
فروگذار
فروگذار کردن
فروگذاری
گروهوار
گروگان
گروگان بردن
گروگان خواستن
گروگان دادن
گروگان فرستادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گروگذار. [ گ ِ رَ / رُو گ ُ ] ( نف مرکب ) راهن. گرودهنده. آنکه چیزی را به رهن سپارد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه چیزی را بعنوان گرو نزد کسی نهد گرو دهنده راهن .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
mortgager (اسم)راهن، گروگذارmortgagor (اسم)راهن، گروگذارstakeholder (اسم)گروگذار، نگهدارنده بانک در قمار، شرط بندpawner (اسم)گروگذار...
کلمات مرتبط
فروگذار
فروگذار کردن
فروگذاری
گروهوار
گروگان
گروگان بردن
گروگان خواستن
گروگان دادن
گروگان فرستادن
نظرات