Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : فروگذار کردن

تلفظ بین المللی : /fˌoruɡozˈɑr kˈardan/ تلفظ :‌ [f,oRugoz'AR k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • فروگذار
  • فروگذاری
  • فروار
  • فروختار
  • فروشار
  • فروگیر
  • گروگذار
  • فراگذاری
  • فراگذر
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

فروگذار کردن. [ ف ُ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاهی کردن. تساهل.خودداری از انجام کاری. مقابل برگزار کردن. ( از یادداشتهای مؤلف ). رجوع به فروگذار و فروگذاردن شود.

فرهنگ معین

( ~ . گُ. کَ دَ ) (مص ل . ) کوتاهی کردن ، مضایقه کردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کوتاهی کردن ( بیشتر به صورت منفی استعمال می شود ) مضایقه کردن .

مترادف و متضاد

fail (فعل)سر خوردن، رد شدن، تصور کردن، شکست خوردن، موفق نشدن، قصور ورزیدن، ورشکستن، واماندن، در ماندن، خیط و پیت شدن، فروگذار کردن، عقیم ماندنneglect (فعل)فروگذار کردن، غفلت کردن، مسامحه کردنomit (فعل)انداختن، حذف کردن، از قلم انداختن، فروگذار کردن...

کلمات مرتبط

  • فروگذار
  • فروگذاری
  • فروار
  • فروختار
  • فروشار
  • فروگیر
  • گروگذار
  • فراگذاری
  • فراگذر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات