Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرو نهادن

تلفظ بین المللی : /ɡˈero nˈahˈɑdan/ تلفظ :‌ [g'eRo n'ah'Adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گر نهادن
  • گرونهاین بایرزفلد
  • گرونهاینایشن
  • گرو
  • گرو باختن
  • گرو بازستدن
  • گرو بردن
  • گرو بستن
  • گرو بندی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرو نهادن. [ گ ِ رَ / رُ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رهن گذاشتن. گروگان کردن :
گفت همره را گرو نه پیش من
ورنه قربانی تو اندر کیش من.
مولوی.
هدیه شاعر چه باشد شعر نو
پیش محسن آرد و بنهد گرو.
مولوی.
رجوع به گرو شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) چیزی را بعنوان رهن نزد کسی گذاشتن : گفت همره را : گرو نه پیش من ورنه قربانی تو اندر کیش من ( مثنوی )

کلمات مرتبط

  • گر نهادن
  • گرونهاین بایرزفلد
  • گرونهاینایشن
  • گرو
  • گرو باختن
  • گرو بازستدن
  • گرو بردن
  • گرو بستن
  • گرو بندی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات