گرو. [ گ ِ ] (اِ) بستوی که آن را لعاب کاشی داده اند.
گرو. [ گ ِ رُ ] (اِخ ) ژان آنتوآن بارن . نقاش فرانسوی متولد در پاریس (1771 - 1835). او بزرگترین نقاش محاربات دوره ٔ امپراطوری است . از پرده های مشهور وی طاعون زدگان یافا و میدان مبارزه ٔ اِلو است ....
فرهنگ عمید
۱. چیزی که در نزد کسی بگذارند و در حدود ارزش آن پول قرض کنند به این شرط که هرگاه پول را دادند آن را پس بگیرند، گروگان.۲. (اسم مصدر ) شرط بندی.۳. (اسم مصدر ) [قدیمی، مجاز] گرفتاری.* گرو باختن: (مصدر لازم ) [قدیمی] مغلوب شدن در شرط و قمار.* گرو بردن: (مصدر لازم ) [قدیمی] پیروز شدن در مسابقه یا شرط و قمار.* گرو بستن: (مصدر لازم ) [قدیمی] شرط بستن بر سر چیزی.* گرو دادن: (مصدر متعدی ) چیزی را به رهن به...
فرهنگ معین
(گِ رُ) (اِ.) رهن ، شرط .
(گِ) (اِ.) کوزة سفالین که آن را لعاب کاشی دهند.
(گِ ) (اِ. ) کوزة سفالین که آن را لعاب کاشی دهند. (گِ رُ ) (اِ. ) رهن ، شرط .
فرهنگ فارسی
ژان آنتوان بارون نقاش فرانسوی ( و . پاریس ۱۷۷۱ - ف. ۱۸۳۵ م . ) . وی بزرگترین نقاش جنگهای دوره امپراتوری است . از تابلوهای معروف او : [ طاعون زدگان یافا ] و [ میدان نبرد ایلو ] است . ( اسم ) مرطبان سفالین که آنرا لعاب کاشی دهند .
دانشنامه عمومی
گرو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:گرو (بم)، روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان بم استان کرمانگرو (بندرعباس)، روستایی در دهستان گهره بخش فین شهرستان بندرعباس استان هرمزگانگرو (خوشاب)گرو (رودان)گرو (سبزوار)، روستایی در دهستان کوه همائی بخش روداب شهرستان سبزوار استان خراسان رضویگرو (کلات)، روستایی در دهستان کبودگنبد بخش مرکزی شهرستان کلات استان خراسان رضویگرو (ممسنی)گرو (میناب)،...