کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه گرفته-شدن | کلماتور
معانی کلمه : گرفته شدن
تلفظ بین المللی :
/ɡerˈefteː ʃˈodan/
تلفظ :
[geR'efte: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حال کسی گرفته شدن
مطلب را نادیده گرفتن و رد شدن
گذشته شدن
رفته رفته کوچک شدن
فرسوده و از بین رفته شدن
گربه شاندن
گربه شانه کردن
گربه شان
گرفته
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
گرفته شدن. [ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) اسیر شدن :
بجنگ ار گرفته شود نوش زاد
بدو زین سخنها مکن هیچ یاد.
فردوسی.
- گرفته شدن آواز ؛ غلیظ شدن آواز، نیکو برنیامدن صدا : آواز او [ خداوند علت جذام ] درشت و گرفته شود. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
مترادف و متضاد
lour
(فعل)
اخم کردن، تیره شدن، گرفته شدن
کلمات مرتبط
حال کسی گرفته شدن
مطلب را نادیده گرفتن و رد شدن
گذشته شدن
رفته رفته کوچک شدن
فرسوده و از بین رفته شدن
گربه شاندن
گربه شانه کردن
گربه شان
گرفته
نظرات