کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : فرسوده و از بین رفته شدن
تلفظ بین المللی :
/farsˈuːdeː vˈa az bˈejn rˈafteː ʃˈodan/
تلفظ :
[faRs'u:de: v'a az b'ejn R'afte: S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کهنه و فرسوده شدن
شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران
فرستنده های دیجیتال صدا و سیما
فرستنده و گیرنده ناهمگام جهانی
فهرست فراورده های ارایشی و بهداشتی
منطق شلیک گیرنده و فرستنده
ریل بند فرسوده
غم فرسوده
فرسوده
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
wear off
(فعل)
سابیدن، پاک شدن، تدریجا تحلیل رفتن، فرسوده و از بین رفته شدن
کلمات مرتبط
کهنه و فرسوده شدن
شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی ایران
فرستنده های دیجیتال صدا و سیما
فرستنده و گیرنده ناهمگام جهانی
فهرست فراورده های ارایشی و بهداشتی
منطق شلیک گیرنده و فرستنده
ریل بند فرسوده
غم فرسوده
فرسوده
نظرات