معانی کلمه : گراگر
فرهنگ فارسی
۱ - با شعل. زیاد : گر اگر میسوزد . ۲ - تند تند : گراگر این جنس را میخرند .
گویش مازنی
۱پشت سرهم ۲پیاپی
/geraa ger/ پشت سرهم - پیاپی
واژه نامه بختیاریکا
( گُراگُر ) حد؛ مرز
( گُراگُر ) متوالی؛ پشت سر هم
( گُراگُر ) متوالی؛ پشت سر هم
