گدگدی . [ گ ُ گ ُ] (اِ صوت ) کلمه ای باشد که شبانان بدان بز را نوازش کنند و بجانب خود طلبند.(برهان ) (آنندراج ). پژپژی . (جهانگیری ) : زآنکه دیر است تا مثل زده اند نشود بز به گدگدی فربه .
ابن یمین (از جهانگیری ).
گدگدی . [ گ ُ گ ُ ] (هندی ، اِ) جنباندن انگشتان در زیر بغل کسی تا به خنده افتد.(برهان ) ...