Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گد گدی

تلفظ بین المللی : /ɡˈad ɡˈadi/ تلفظ :‌ [g'ad g'adi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گدگدی
  • رباط گوگدی
  • گدگد
  • گنگدیز
  • گنگدیک
  • محمدتقی بن محمدرضا گوگدی گلپایگانی اصفهانی
  • گد
  • گَدْ
  • گد ننه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گدگدی. [ گ ُ گ ُ] ( اِ صوت ) کلمه ای باشد که شبانان بدان بز را نوازش کنند و بجانب خود طلبند.( برهان ) ( آنندراج ). پژپژی. ( جهانگیری ) : زآنکه دیر است تا مثل زده اندنشود بز به گدگدی فربه.ابن یمین ( از جهانگیری ).گدگدی. [ گ ُ گ ُ ] ( هندی ، اِ ) جنباندن انگشتان در زیر بغل کسی تا به خنده افتد.( برهان ) ( جهانگیری ). غلغلچ. غلغلیچه. غلغلک. کلمه ای است که در عربی آن را دغدغه خوانند. ابن سینا رساله ای ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) کلمه ای که شبانان بدان بز را نوازش کنند و بجانب خود طلبند : وانکه دیر است تا مثل زده اند نشود بز به گد گدی فربه . ( ابن یمین )

کلمات مرتبط

  • گدگدی
  • رباط گوگدی
  • گدگد
  • گنگدیز
  • گنگدیک
  • محمدتقی بن محمدرضا گوگدی گلپایگانی اصفهانی
  • گد
  • گَدْ
  • گد ننه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات