Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ گبلو

تلفظ بین المللی : /ɡˈabluː/ تلفظ :‌ [g'ablu:]
لغت نامه دهخدا
  • اهن گالوانیزه
  • فراخ گلو
  • فهرست گالوانی
  • قره گزلو بالا
  • کاروانسرای گلو
  • گالوانومتر
  • گالوانی پا
  • گالوس
  • گالوش
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

گبلو. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی ازدهستان کاغذکنان بخش کاغذکنان شهرستان هروآباد، در 23هزارگزی شمال آغ کند و 5هزارگزی شوسه هروآباد به میانه. کوهستانی ، معتدل و سکنه آن 30 تن است. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و حبوبات. شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان جاجیم و گلیم بافی می باشد.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

کلمات مرتبط

  • اهن گالوانیزه
  • فراخ گلو
  • فهرست گالوانی
  • قره گزلو بالا
  • کاروانسرای گلو
  • گالوانومتر
  • گالوانی پا
  • گالوس
  • گالوش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات