معانی کلمه : گالوانومتر
لغت نامه دهخدا
گالوانومتر. [ن ُ م ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) آلتی است برای اندازه گرفتن شدت جریان الکتریک. اساس آن عقربه مغناطیسی است که در مقابل صفحه مدرجی ( که غالباً برحسب درجه حرارت تقسیم شده است ) حرکت می کند و چون در میدان مغناطیسی حاصل از جریان واقع شود منحرف میگردد و انحراف آن متناسب با شدت جریان است.
فرهنگ عمید
دستگاهی برای اندازه گیری جریان های ضعیف برق.
فرهنگ معین
(نُ مِ ) [ فر. ] (اِ. ) اسبابی برای آشکارسازی یا اندازه گیری جریان های الکتریکی ضعیف .
دانشنامه آزاد فارسی
گالْوانومِتْر (galvanometer)
گالْوانومِتْر
سنجش افزاری برای آشکارسازی جریان های الکتریکی ضعیف، با استفاده از اثر مغناطیسی آن ها.
گالْوانومِتْر
سنجش افزاری برای آشکارسازی جریان های الکتریکی ضعیف، با استفاده از اثر مغناطیسی آن ها.
wikijoo: گالوانومتر
فرهنگ فارسی
اسبابی برای آشکارسازی یا اندازهگیری جریانهای الکتریکی ضعیف
( اسم ) آلت اندازه گیری حدت جریانهای برق بوسیل. انحرافات عقربک مغناطیسی .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
galvanometer (اسم)
برق سنج، کهربا سنج، گالوانومتر
فرهنگستان زبان و ادب
{galvanometer} [فیزیک] اسبابی برای آشکارسازی یا اندازه گیری جریان های الکتریکی ضعیف
