گاوپیکر. [ پ َ / پ ِک َ ] ( ص مرکب ) بشکل گاو. به هیأت گاو : همه کژدم وش و خرچنگ کردارگوزن شیرچهر و گاوپیکر.ناصرخسرو.- درفش گاوپیکر ؛ درفشی که شکل گاو بر آن منقوش است : زده هم برش گاوپیکر درفش سپر زرد و بر گستوانش بنفش.اسدی ( گرشاسب نامه ).- گرز گاوپیکر ؛گرزه گاوپیکر، گرزی که شکل سر گاو دارد : بماند دشمن دجال صورتش در گل چو خر ز صاعقه گرز گاوپیکر او.ظهیر فاریابی.- || ( اِخ ) گرز فریدون است گویند ...
فرهنگ عمید
به شکل سر گاو.
فرهنگ فارسی
گرز فریدون که گویند آنرا از آهن بشکل سر گاومیش ساخته بودند . وی هنگام جنگ با ضحاک این گرز را بدست داشت و از آن پس نیز در بزم و رزم آنرا از دست نمیگذاشت ( داستان ) .