معانی کلمه : گاومیری
لغت نامه دهخدا
گاومیری . (حامص مرکب ، اِ مرکب ) مرض عام وبایی گاو هرچه باشد. وباء گاوان . گاومرگی . وبای گاوی . مرگامرگی گاو. یوت گاو. رجوع به گاومرگی شود.
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
سال تأسیس. ۱۳۶۵
فهرست روستاهای ایران
ثبت. ۱۱۹
۱.قهرمانی لیگ دسته اول شهرستان بندرلنگه ۱۳۹۶
۱. زمین چمن مصنوعی فوتسال دارای ۴برج نور شامل ۱۶نورافکن
فهرست روستاهای ایران
ثبت. ۱۱۹
۱.قهرمانی لیگ دسته اول شهرستان بندرلنگه ۱۳۹۶
۱. زمین چمن مصنوعی فوتسال دارای ۴برج نور شامل ۱۶نورافکن
wiki: گاومیری
