معانی کلمه : گاورود
لغت نامه دهخدا
گاورود. (اِخ ) قلعه ای بوده است نزدیک سلطانیه . رجوع به ذیل جامعالتواریخ رشیدالدین فضل اﷲ ص 221، 250 شود.
فرهنگ فارسی
قلعهای بوده است نزدیک سلطانیه .

گاورود. (اِخ ) قلعه ای بوده است نزدیک سلطانیه . رجوع به ذیل جامعالتواریخ رشیدالدین فضل اﷲ ص 221، 250 شود.