Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گاورده جلالی

تلفظ بین المللی : /ɡˈɑvradˌeː dʒalˈɑli/ تلفظ :‌ [g'AvRad,e: dZal'Ali]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • گاودره
  • گاورسه
  • گوارده 1
  • گوارده 2
  • گوارده
  • گاورسه کاری
  • گارده
  • گارده دار
  • سورده گورده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گاورده جلالی. [ وَ ؟ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس ، در 4800گزی شمال خاور بندرعباس ، سر راه فرعی میناب به بندرعباس ، جلگه ، گرمسیر، سکنه 100 تن ،آب آن از رودخانه ، محصول آنجا خرما، شغل اهالی زراعت ، راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی در بندرعباس

کلمات مرتبط

  • گاودره
  • گاورسه
  • گوارده 1
  • گوارده 2
  • گوارده
  • گاورسه کاری
  • گارده
  • گارده دار
  • سورده گورده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات