Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کینچ

تلفظ بین المللی : /kˈintʃ/ تلفظ :‌ [k'intS]
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی
  • کینچاه
  • ایوان کارل کینچلو جونیور
  • کینچشبانیا
  • کینچلو میشیگان
  • کینچو نارابینی کوگه شوهاتو
  • کینچیا
  • کین
  • کین اب زنک
  • کین اختن
لغت نامه دهخدادانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

کینچ. ( اِخ ) دهی از دهستان زانوسرستاق است که در بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع است و 250 تن سکنه دارد. از کردهای ایل خواجه وند نیز جماعتی در این ده زندگی می کنند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

دانشنامه عمومی

کینچ، روستایی است از توابع بخش کجور شهرستان نوشهر در استان مازندران ایران.
wiki: کینچ

کلمات مرتبط

  • کینچاه
  • ایوان کارل کینچلو جونیور
  • کینچشبانیا
  • کینچلو میشیگان
  • کینچو نارابینی کوگه شوهاتو
  • کینچیا
  • کین
  • کین اب زنک
  • کین اختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات