Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیف کردن

تلفظ بین المللی : /kˈejf kˈardan/ تلفظ :‌ [k'ejf k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • کثیف کردن
  • کشف کردن
  • کف کردن
  • کیش کردن
  • کیل کردن
  • با کف دست لمس کردن
  • تبدیل به کف کردن
  • درهم و برهم یا کثیف کردن
  • سرتاپا کثیف کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کیف کردن. [ ک َ / ک ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه ، لذت بردن.حال کردن. لذت بردن ، چنانکه از قلیانی یا غذایی یا آوازی یا هوای خوشی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). لذت بردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کیف شود.- کیف کردن با کسی ؛ با او در لذتی شریک بودن. ( فرهنگ فارسی معین ).- || با او آرمیدن. با وی جماع کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).|| مسرور شدن ، چنانکه از کاری و پیش آمدی. ( از یادداشت به...

فرهنگ معین

(کِ. کَ دَ ) (مص ل . ) لذُت بردن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - لذت بردن . ۲ - نشئه گرفتن . یا کیف کردن با کسی . ۱ - با او آرمیدن باوی جماع کردن .

مترادف و متضاد

please (فعل)
سرگرم کردن، خوشحال کردن، خشنود ساختن، لطفا، دلپذیر کردن، کیف کردن

کلمات مرتبط

  • کثیف کردن
  • کشف کردن
  • کف کردن
  • کیش کردن
  • کیل کردن
  • با کف دست لمس کردن
  • تبدیل به کف کردن
  • درهم و برهم یا کثیف کردن
  • سرتاپا کثیف کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات