Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کیسک

تلفظ بین المللی : /kˈisak/ تلفظ :‌ [k'isak]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگستان زبان و ادب
  • کیسَک 1
  • کیسَک 2
  • کیسَک آماس
  • کیسَک دار
  • کیسَک ریخت
  • کیسک اماس
  • کیسک دار
  • کیسک ریخت
  • کیسک التا وراپاس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کیسک. [س َ ] ( اِ مصغر ) کیسه خرد و کوچک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کیس. خرد و کوچک ٠

دانشنامه عمومی

کیسک، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان زرند در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان سربنان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
wiki: کیسک

فرهنگستان زبان و ادب

{utricle , utriculus} [زیست شناسی- علوم گیاهی] 1. کیسه ای کوچک یا اندامی کیسه مانند که در علف دریایی وجود دارد و پر از هواست 2. پیرابَری با غشا یا پوستۀ نازک
{utricle , utriculus , utriculus vestibuli} [زیست شناسی] یکی از دو کیسۀ غشایی داخل دهلیز گوش که بزرگ تر از دیگری است

کلمات مرتبط

  • کیسَک 1
  • کیسَک 2
  • کیسَک آماس
  • کیسَک دار
  • کیسَک ریخت
  • کیسک اماس
  • کیسک دار
  • کیسک ریخت
  • کیسک التا وراپاس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات