معنی کلمه : کیسَک 1
فرهنگ فارسی
1. کیسهای کوچک یا اندامی کیسهمانند که در علف دریایی وجود دارد و پر از هواست 2. پیرابَری با غشا یا پوستۀ نازک

1. کیسهای کوچک یا اندامی کیسهمانند که در علف دریایی وجود دارد و پر از هواست 2. پیرابَری با غشا یا پوستۀ نازک