معانی کلمه : کچک
لغت نامه دهخدا
کچک . [ ک ُ چ َ ] (اِ) کیک که به عربی برغوث خوانند. (آنندراج ).
کچک . [ ک َ چ َ ] (اِ) جانوری است که مشک آب را پاره کند و او را مشک در نیز گویند. (برهان )(از آنندراج ). جانوری است که مشک بدرد و آن را مشک در نیز خوانند. (فرهنگ جهانگیری ). رجوع به کچل شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) کیک بر غوث .
جانوریست که مشک آب را پاره کند و او را مشک در نیز گویند. جانوریست که مشک بدرد و آنرا مشک در نیز خوانند .
جانوریست که مشک آب را پاره کند و او را مشک در نیز گویند. جانوریست که مشک بدرد و آنرا مشک در نیز خوانند .
دانشنامه عمومی
سنگ
بغل. زیر شانه
گویش مازنی
سنگ
نوعی پرنده،لاشخور
/kechchek/ نوعی پرنده، لاشخور
واژه نامه بختیاریکا
( کُچُک ) سنگ بزرگ ( 10 - 20 کیلو )
