کچکول. [ ک َ] ( اِ ) کشکول. ( برهان ) ( آنندراج ). زنبیل. ( ناظم الاطباء ) : چون آن کچکول حلوا را در حضور خواجه گذاشتند... ( انیس الطالبین بخاری نسخه خطی کتابخانه مؤلف ). درویش با ایشان موافقت کرد کچکول حلوایی پیش آورد. ( انیس الطالبین بخاری ). || گدا.گدایی کننده. ( از برهان ) ( از آنندراج ). سائل بکف.- کاسه کچکول ؛ کاسه گدایان. خچکول. ( از برهان ) ( از آنندراج ). و رجوع به کشکول شود....
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - میو. گونه ای نارگیل که درویشان بدان زنجیر ی آویزند و لوله ای بیک انتهای آن وصل کنند و درون آن آب ریزند و بمراجعان دهند و یا آنرا وسیل. گدایی سازند و آنچه را میگیرند ( اعم از پول و یا هدیه ) داخل آن میریزند . معمولا بر سطح خارجی کشکول اشعار و عبارات و شعار های درویشی را کنده کاری میکنند و چنین کشکولها یی نفیس و پر قیمت اند . توضیح : از روی شکل میو. این گونه نارگیل کشکول های فلزی ( حلبی ...
دانشنامه عمومی
کچکول، روستایی است از توابع بخش میان کنگی شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان ایران.این روستا در دهستان مارگان قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۸۵نفر (۱۴خانوار) بوده است.wiki: کچکول کچکول (هیرمند). کچکول یک روستا در ایران است که در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. کچکول ۸۵ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای ایرانwiki: کچکول (هیرمند)...