Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کپه دوز

تلفظ بین المللی : /kˈoppeː dˈuːz/ تلفظ :‌ [k'oppe: d'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کپه دوزی
  • کله دوز
  • یقه پهنی که روی لباس می دوزند
  • درزۀ کره وار
  • دازه کپر
  • کوه دازان
  • درزۀ کُره وار
  • کپه
  • کَپَّه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کپه دوز. [ ک َپ ْ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) که کپه دوزد. دوزنده کپه های ترازو و کپه های بقالان. آنکه کپه ترازو از انبان و پشم سازد و دوزد. ( یادداشت مؤلف ). || کنایه است از غلام باره. که آرامش با پسران خواهد. لاطی. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

دوزنده کپه های ترازو کنایه است از غلام باره که آرامش با پسران خواهد

کلمات مرتبط

  • کپه دوزی
  • کله دوز
  • یقه پهنی که روی لباس می دوزند
  • درزۀ کره وار
  • دازه کپر
  • کوه دازان
  • درزۀ کُره وار
  • کپه
  • کَپَّه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات