Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کپه

تلفظ بین المللی : /kˈoppeː/ تلفظ :‌ [k'oppe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • کَپَّه
  • کُپَّه
  • کپه اقلی
  • کپه ای
  • کپه باباعلی
  • کپه داغ
  • کپه دوز
  • کپه دوزی
  • کپه ریش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیگویش مازنیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

کپه . [ ک َ پ َ / پ ِ ] (اَ) خوشه های گندم و جو که در وقت خرمن کوفتن ، کوفته نشده و بار دیگر بکوبند و آن را کَفَه نیز گویند. (یادداشت مؤلف ) : همه آویخته از دامن بهتان و دروغ چون کپه از... گاو و چو کلیدان ز مدنگ . قریعالدهر. || خواب .- کپه ٔ مرگ را گذاشتن (کلمه ٔ اهریمنی ) ؛ خفتن . خوابیدن .- || مردن . (یادداشت مؤلف )....

فرهنگ عمید

کبه#NAME?

ظرفی چوبی که برای کارهای ساختمانی در آن خاک یا گل می‌ریزند.

ظرفی چوبی که برای کارهای ساختمانی در آن خاک یا گل می ریزند.
=کبه

فرهنگ معین

(کَ پِ) (اِ.) (عا.) خواب .

(کُ پِّ) (اِ.) (عا.) روی هم انباشته شده ، تل شده ، کبه .

(کُ پِّ ) (اِ. ) (عا. ) روی هم انباشته شده ، تل شده ، کبه .
(کَ پِ ) (اِ. ) (عا. ) خواب .

دانشنامه آزاد فارسی

کَپِه (capitulum)کَپِهیکی از انواع گل آذین. در آن، گل های متعدد کوچک و بدون پایه به صورت مسطح یا کروی قرار می گیرند. گل آذین کَپه با حلقه ای از برگه (برگک) احاطه می شود و در ظاهر یک گل بزرگ و منفرد به نظر می رسد. کپه ویژگی گیاهان تیرۀ کاسنی (مرکبان۱)، مانند گل مینا۲ و همیشه بهار۳، است. با این حال، این نوع گل آذین در اعضای برخی تیره های دیگر، مانند گل کبوتر۴ و خواجه باشی۵، نیز دیده می شود. به هر گل...

فرهنگ فارسی

گل‌آذینی محدود یا نامحدود با گروهی از گل‌های متراکم بی‌پایک یا کوته‌پایک (subsessile) بر روی نهنجی مرکب که اغلب یک گریبان (involucre) آن را احاطه کرده است

ظرف چوبی که در آن خاک یاگل میریزندبرای کارهای ساختمانی( اسم ) خواب . یا کپ. مرگ گذاشتن . خوابیدن ( نفرینی است که مادران بکودکان بد خواب و موذی خود کنند و گویند : کپ. مرگت را بگذار . ) یا برو کپ. مرگ بگذار . برو بمیر ( بخواب مرگ فرو رو )مرض...

گویش مازنی

جمع شدن چیزی در جایی به صورت تپه – کپه

۱ظرف چوبی جای برنج ۲آدم قدکوتاه ۳راهرو – ایوان

/kope/ ظرف چوبی جای برنج - آدم قدکوتاه ۳راهرو – ایوان & جمع شدن چیزی در جایی به صورت تپه – کپه

مترادف و متضاد

انباشته، تلنبار، توده

mass (اسم)توده، جمع، انبوه، گروه، جرم، حجم، توده مردم، کپه، قسمت عمده، مراسم عشاء ربانیpile (اسم)توده، مقدار زیاد، پایه، ستون، کومه، کپه، کرک، پارچه خز نما، ستون لنگرگاه، ستون پل، پرز قالی و غیرهheap (اسم)توده، انبوه، گروه، جمعیت، پشته، کومه، کپهcongeries (اسم)توده، تراکم، انبوه، کومه، کپهruck (اسم)توده، خط، چین و چروک، مردم عادی، کپه، شیار، چین و چروک وتاه، توده خرمن، ...

واژه نامه بختیاریکا

( کُپه ) تَل

فرهنگستان زبان و ادب

{capitulum, head} [زیست شناسی- علوم گیاهی] گل آذینی محدود یا نامحدود با گروهی از گل های متراکم بی پایک یا کوته پایک (subsessile ) بر روی نهنجی مرکب که اغلب یک گریبان (involucre ) آن را احاطه کرده است

کلمات مرتبط

  • کَپَّه
  • کُپَّه
  • کپه اقلی
  • کپه ای
  • کپه باباعلی
  • کپه داغ
  • کپه دوز
  • کپه دوزی
  • کپه ریش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات