معانی کلمه : کویج
لغت نامه دهخدا
کویج . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان مشکین خاوری است که در بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع است و 539 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
زالزالک#NAME?
=زالزالک
فرهنگ فارسی
( اسم ) آلوی کوهی زعرور .
مترادف و متضاد
haw (اسم)
محوطه، حصار، گیر کردن، پرچین، درنگ، کویج، کیالک، میوه ولیک، ملاولیک، گله گوسفند و غیره
