Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کلیج

تلفظ بین المللی : /kˈalidʒ/ تلفظ :‌ [k'alidZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • کلیج دک
  • کلیج خل
  • کلیج کلا
  • کلیج کوه
  • کلیج خیل
  • حیدر کلیج
  • کلیجان رستاق
  • کلیجن
  • کلیجه
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کلیج . [ ک ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان لاهیجان است که در بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع است و 340 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

کلیج . [ ک ِ ] (اِ) اسبی را گویند که هر دو پای اوکج باشد. (برهان ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). اسب سگ دست را گویند یعنی هر دو دس...

فرهنگ معین

(کَ ) = کلیچ . کلج . کلچ : ۱ - (ص . ) صاحب عجب ، متکبر، خودستا. ۲ - (اِ. ) چرک ، ریم .

فرهنگ فارسی

( اسم ) چرک ریم .

کلمات مرتبط

  • کلیج دک
  • کلیج خل
  • کلیج کلا
  • کلیج کوه
  • کلیج خیل
  • حیدر کلیج
  • کلیجان رستاق
  • کلیجن
  • کلیجه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات