معانی کلمه : کون خزه
لغت نامه دهخدا
کون خزه. [ خ َ زَ / زِ ] ( اِمص مرکب ) سریدن کودک بر نشیمن پیش از راه افتادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مدخل بعد شود.
فرهنگ فارسی
سریدن کودک بر نشیمن پیش از راه افتادن
گویش مازنی
خزیدن بر روی باسن و سرین
/koon Kheze/ خزیدن بر روی باسن و سرین
