معانی کلمه : کوله خاس
لغت نامه دهخدا
کوله خاس. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) ( از: کوله ، کوتاه یا خرد + خاس ) درختچه ای است خرد که در همه جنگلهای خزر و دره های مرطوب تا ارتفاعات متوسط دیده می شود. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). کوله خس. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کول و مدخل بعد شود.
فرهنگ فارسی
سردهای از کولهخاسیان نیمهدرختچهای چندساله و همیشهسبز با شش گونه که بومی غرب و جنوب اروپا هستند؛ ساقۀ آنها منشعب و پرشاخه و برگهایشان ریز و فلسمانند و غیرفتوسنتزی (non-photosynthetic) است و گلهایشان کوچک و سفید و در مرکز بنفش است
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{Ruscus} [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از کوله خاسیان نیمه درختچه ای چندساله و همیشه سبز با شش گونه که بومی غرب و جنوب اروپا هستند؛ ساقۀ آنها منشعب و پرشاخه و برگ هایشان ریز و فلس مانند و غیرفتوسنتزی (non-photosynthetic ) است و گل هایشان کوچک و سفید و در م...
