Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوله

تلفظ بین المللی : /kˈuːleː/ تلفظ :‌ [k'u:le:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا
  • کؤله
  • کوله بار
  • کوله باره
  • کوله خاس
  • کوله خاسیان
  • کوله خس
  • کوله رنده
  • کوله پر
  • کوله پشتی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش بختیاریمترادف و متضادفرهنگ فارسی سارهواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کوله . [ ک ُ ل َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حسین آباد که در بخش دیواندره ٔ شهرستان سنندج واقع است و 140 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

کوله . [ ک َ / کُو ل َ / ل ِ ] (ص ) خمیده . منحنی . کج . (فرهنگ فارسی معین ).- کج و کوله ؛ در تداول عامه ، کج و معوج . (فرهنگ ف...

فرهنگ عمید

کج؛ خمیده: کج‌وکوله.

کوله‌بار و کوله‌پشتی.

کج، خمیده: کج وکوله.
کوله بار و کوله پشتی.

فرهنگ معین

(لَ) (ص .) احمق ، نادان .

(لِ) باری که روی دوش حمل کنند.

(لِ ) باری که روی دوش حمل کنند.
(لَ ) (ص . ) احمق ، نادان .

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنچه بر کول ( شانه و پشت ) حمل کنند .

دانشنامه عمومی

(شیرازی) کِوِلِه [keveleh]؛ خون بسته شدۀ خشک شده در محل زخم. || به طعنه، به چرک روی پوست نیز که به چشم آید _به ویژه چرک پشت دست و پا_ کوله گفته می شود.

کوله (دیواندره)، روستایی از توابع بخش سارال شهرستان دیواندره در استان کردستان ایران است.این روستا در دهستان کوله قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۰۹ نفر (۷۶خانوار) بوده است.این روستا در 15کیلومتری دیواندره و75...

گویش مازنی

پلک چشم

جوجه خروس – بزغاله

روی هم چیدن دسته های برنج به گونه ای که خوشه ها به طرف بیرون ...

/koole/ روی هم چیدن دسته های برنج به گونه ای که خوشه ها به طرف بیرون قرار گیرند توده & پلک چشم & جوجه خروس – بزغاله &

گویش بختیاری

1. سوختن نان یا هر چیز دیگرى بر اثر آتش dass-e bačam kula âvid>:دست فرزندم سوخت> ؛ 2. حرام‏زاده.

مترادف و متضاد

پشت

کوله‌بار

انبوه، توده

آبگیر، استخر، تالاب

۱. پشت
۲. کولهبار
۳. آبگیر، استخر، تالاب
۴. انبوه، توده

فرهنگ فارسی ساره

پشت

واژه نامه بختیاریکا

( کولِه ) حرامزاده؛ از گونه های ناسزا

کلمات مرتبط

  • کؤله
  • کوله بار
  • کوله باره
  • کوله خاس
  • کوله خاسیان
  • کوله خس
  • کوله رنده
  • کوله پر
  • کوله پشتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات