کوره . [ ک ِ رَ ] (هندی ،اِ) کادی . (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کادی شود.
کوره . [ ] (اِ) به نقل حدودالعالم از مسکوکاتی بوده است که در سلابور از شهرهای هندوستان رایج بوده است . (از حدود العالم چ دانشگاه ص 70).
ناحیه؛ شهرستان.
خُرد؛ کوچک؛ ناچیز: دهکوره.
۱. آتشدان؛ جای افروختن آتش.
۲. جای گداختن شیشه یا آهن.
۳. جای پختن سفال، آجر، و گچ؛ پزاوه؛ داش.
راه ( ~ .) (اِمر.) راه باریک و ناهموار.
(رِ) (اِ.) بخش ، قسمتی از مملکت . خره و خوره هم گفته می شود.
ده ( ~ . دِ) (اِمر.) ده کم جمعیت که چندان آبادی نداشته باشد.
( ~.)(اِ.)آتشدان ، تنور، اجاق سرپوشیده . ؛از ~ دررفتن کنایه از: سخت خشمگین شدن .
۱لایه ی چرک ۲کوره ی آتش،بخاری
محل افروختن آتش آهنگران و هر چیزی که آتش را در آن جز به قصد ...
آبکند، مسیل
آتشگاه، تنور
شهرستان، شهر، ناحیه
۱. آتشگاه، تنور
۲. شهرستان، شهر، ناحیه
۳. آبکند، مسیل