معانی کلمه : کوره راه
لغت نامه دهخدا
کوره راه. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب )راهی که ناراست و پرپیچ مثل راه مارپیچ باشد و رونده آن راه گم کند. ( آنندراج ). راه ناراست معوج و پیچ در پیچ. ( ناظم الاطباء ). راهی باریک و پرپیچ و خم و غیرمعروف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) :
به نادانی گرفتم کوره راهی
ندانستم که می افتم به چاهی.
به نادانی گرفتم کوره راهی
ندانستم که می افتم به چاهی.
فرهنگ عمید
راه باریک و ناهموار، راه باریک و پرپیچ وخم در خارج شهر.
فرهنگ فارسی
( اسم ) راهی که نار است و پر پیچ و خم باشد.
راهی که ناراست و پر پیچ مثل راه مارپیچ باشد و رونده آن راه گم کند.
راهی که ناراست و پر پیچ مثل راه مارپیچ باشد و رونده آن راه گم کند.
مترادف و متضاد
by-way (اسم)
جاده پرت، کوچه پرت، کوره راه، راه فرعی
