کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کورمالی-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کورمالی کردن
تلفظ بین المللی :
/kuːrmˈɑli kˈardan/
تلفظ :
[ku:Rm'Ali k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کورمال کردن
کورمالی
کورمال
کورمال رفتن
کورمال کورمال
کورمال کورمال ر
کورمال کورمال رفتن
عبدالحمید کرمالی
کورالی اوکانر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کورمالی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دست مالیدن به اشیاء در تاریکی برای یافتن چیزی. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دست مالیدن باشیائ در تاریکی برای یافتن چیزی .
مترادف و متضاد
grope
(فعل)
ازمودن، کورمالی کردن، در تاریکی پی چیزی گشتن
grabble
(فعل)
با دست ماهی گرفتن، کورمالی کردن، پهن نشستن، با دست پی چیزی گشتن
کلمات مرتبط
کورمال کردن
کورمالی
کورمال
کورمال رفتن
کورمال کورمال
کورمال کورمال ر
کورمال کورمال رفتن
عبدالحمید کرمالی
کورالی اوکانر
نظرات