کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کورمال-کورمال | کلماتور
معانی کلمه : کورمال کورمال
تلفظ بین المللی :
/kuːrmˈɑl kuːrmˈɑl/
تلفظ :
[ku:Rm'Al ku:Rm'Al]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
کلمات مرتبط
کورمال کورمال ر
کورمال کورمال رفتن
کورمال
کورمال رفتن
کورمال کردن
کورمالی
کورمالی کردن
جزایر دریای کورال سرزمین
کورمار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
گویش مازنی
لغت نامه دهخدا
کورمال کورمال. ( ق مرکب ) در تداول عامه ، بااحتیاط و دست مالیدن به اطراف در تاریکی حرکت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کورمال رفتن شود.
فرهنگ فارسی
با احتیاط دست مالیدن باطراف در تاریکی حرکت کردن : در آن شب تاریک کورمال کورمال بطرف پنجره رفتم .
گویش مازنی
آهسته رفتن و دست ها را به طرف جلو بردن – کورمال کورمال رفتن ...
/koormaal koormaal/ آهسته رفتن و دست ها را به طرف جلو بردن – کورمال کورمال رفتن
کلمات مرتبط
کورمال کورمال ر
کورمال کورمال رفتن
کورمال
کورمال رفتن
کورمال کردن
کورمالی
کورمالی کردن
جزایر دریای کورال سرزمین
کورمار
نظرات