معانی کلمه : کودتا
فرهنگ عمید
توطئه و قیام ناگهانی بخشی از طبقۀ حاکم برای براندازی حکومت و تشکیل دولت جدید.
فرهنگ معین
(دِ ) [ فر. ] (اِ. ) ساقط کردن حکومتی به طور ناگهانی از طریق نیروهای نظامی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
اقدام برنامهریزیشدۀ بخشی از حکومتگران برای سرنگونی هیئت حاکمۀ موجود که ممکن است با توسل به نیروی نظامی صورت پذیرد
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
براندازی، شورش
coup (اسم)
کودتا
coup d'etat (اسم)
کودتا
فرهنگستان زبان و ادب
{coup d'état} [جامعه شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] اقدام برنامه ریزی شدۀ بخشی از حکومت گران برای سرنگونی هیئت حاکمۀ موجود که ممکن است با توسل به نیروی نظامی صورت پذیرد
