کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کوتاه اوردن
تلفظ بین المللی :
/kuːtˈɑh ovˈordan/
تلفظ :
[ku:t'Ah ov'oRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کوتاه آوردن
کوتاه
کوتاه استین
کوتاه اسکله
کوتاه امدن
کوتاه اندام
کوتاه اندیش
کوتاه انگشت
کوتاه بال
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( کوتاه آوردن )
کوتاه آوردن. [ وَ / وُ دَ ] ( مص مرکب ) کلام را اطاله ندادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
( کوتاه آوردن )
کلام را اطاله ندادن
کلمات مرتبط
کوتاه آوردن
کوتاه
کوتاه استین
کوتاه اسکله
کوتاه امدن
کوتاه اندام
کوتاه اندیش
کوتاه انگشت
کوتاه بال
نظرات