Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کوتاه اندام

تلفظ بین المللی : /kuːtˈɑh ˈaːndˈɑm/ تلفظ :‌ [ku:t'Ah 'a:nd'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کوتاه قد و لاغر اندام
  • کوته اندام
  • کوتاهی در انجام وظیفه
  • انجام کار بی حساب و کتاب
  • کوتاه
  • کوتاه استین
  • کوتاه اسکله
  • کوتاه امدن
  • کوتاه اندیش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کوتاه اندام. [ اَ ] ( ص مرکب ) آنکه قامت وی کوتاه باشد.کوتاه بالا. کوتاه قد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

آنکه قامت وی کوتاه باشد . کوتاه بالا

کلمات مرتبط

  • کوتاه قد و لاغر اندام
  • کوته اندام
  • کوتاهی در انجام وظیفه
  • انجام کار بی حساب و کتاب
  • کوتاه
  • کوتاه استین
  • کوتاه اسکله
  • کوتاه امدن
  • کوتاه اندیش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات