Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنگر

تلفظ بین المللی : /kˈanɡar/ تلفظ :‌ [k'angaR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • کنگر کندن
  • کنگر فرنگی
  • کنگر خورده لنگر انداخته
  • کنگر طلایی
  • کنگر علوفه ای
  • کنگر فرنگی خاردار
  • تپه داوود کنگر شاه علیا
  • تپه کنگر شاه علیا
  • خورش کنگر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کنگر. [ ک ُ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان کوکلان است که در بخش مرکزی شهرستان گنبدکاوس واقع است و 160 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3).

کنگر. [ ک ِ گ ِ ] (اِ) نام سازی است و آن را بیشتر مردم هندوستان نوازند و آن را کنگری گویند. (برهان ) (جهانگیری ).نام سازی است که د...

فرهنگ عمید

گدای سمج که با پررویی و بی‌شرمی‌ گدایی می‌کند.

= جغد: ◻︎ نی چو طاووس خودنمای باش / نه به ویران وطن چو کنگر کن (ابن‌یمین: ۴۸۳).

گیاهی با برگ‌های بریده و خاردار و ساقه‌های سفید کوتاه و ستبر که در پختن بعضی خوراک‌ها به کار می‌رود.⟨ کنگر فرنگی: (زیست‌شناسی) گیاهی با بوتۀ کوتاه، برگ‌های سفید خاردار، ساقه و برگ‌های تلخ، و گل‌ها و شکوفه‌های خوراکی که در تحریک اشتها و تصفیۀ خون و تقویت سلول‌ها...

فرهنگ معین

(کَ گَ) (اِ.) گیاهی است خاردار با برگ های بریده و ساقة سفید، کوتاه و ستبر که پختة آن را می خورند.

(کِ گِ) (اِ.) = کنگری . کنگره : سازی است که در هندوستان متداول است و آن مرکب است از چوبی بلند که بر آن دو تار بسته است و بر هر طرف چوب کدویی نصب شده .

(کُ گُ) 1 - (اِ.) قسمی گدا که شاخی و شانة گوسفندی به دست گیرد و بر در خانه ها و دکان های مردم آید و آن شاخ را بر آن شانه مالد تا از آن صدای...

دانشنامه آزاد فارسی

کَنْگَر (thistle)کَنْگَرگروهی از گیاهان تیغ دار، با ساقه های خاردار و دسته های گل ارغوانی پنبه ای، متعلق به جنس Cirsium، از تیرۀ مرکبان. برگ های آن بسیار متراکم و لبه هایشان تیغ دار است. کنگر نشانۀ رسمی اسکاتلند است. به برخی از گـونـه هـــــای Scolymus و Gundelia نیز به ترتیب کنگر طلایی و کنگر علوفه ای (خوراکی) می گویند.wikijoo: کنگر...

فرهنگ فارسی

گیاهی است دارای برگهای بریده وخارداروساقه های سفیدکوتاه وستبرکه درپختن بعضی خوراکهابکارمیرود
( اسم ) کنگره : روی چو بهشتش نموده رضوان از کنگر فردوس حور عین را . ( عثمان مختاری ) یا کنگر کبریا . نهایت جبروت .
نام سازی است و آنرا بیشتر مردم هندوستان نوازند و آنرا کنگری گویند. نام سازی است که در هندوستان غالبا نوازند.

دانشنامه عمومی

کنگر می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:کنگر (گیاه)کنگر فرنگی، ارده شاهی یا آرتیشو (نام گیاهشناسی: Cynara scoolymus) نوعی گیاه یکساله است.کنگر (نوشهر)، نام روستایی در نوشهر است.کنگر (شهر)، نام شهری است در مالزی است.wiki: بخش کجور شهرستان نوشهر در استان مازندران ایران.این روستا در دهستان توابع کجور قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۵ نفر (۲۲خانوار) بوده است.wiki:...

مترادف و متضاد

acanthus (اسم)
کنگر، جنسی از فامیل اکانتاسه

کلمات مرتبط

  • کنگر کندن
  • کنگر فرنگی
  • کنگر خورده لنگر انداخته
  • کنگر طلایی
  • کنگر علوفه ای
  • کنگر فرنگی خاردار
  • تپه داوود کنگر شاه علیا
  • تپه کنگر شاه علیا
  • خورش کنگر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات