کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کنگر-کندن | کلماتور
معانی کلمه : کنگر کندن
تلفظ بین المللی :
/kˈanɡar kˈandan/
تلفظ :
[k'angaR k'andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
قشار کندر
قشاره الکندر
قلعه کندر
کندر
بر کنار کردن
بوته کندر
بوس و کنار کردن
دارای کنگره کردن
درخت کندر سرخ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنگر کندن.[ ک َ گ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از کار بی منفعت بسیار مشقت بی حاصل پرآزار و تعب کردن باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). محنت بی حاصل و بیهوده کشیدن. ( ناظم الاطباء ). کار بی منفعت و پرمشقت کردن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) کار بی منفعت و پر مشقت کردن .
کلمات مرتبط
قشار کندر
قشاره الکندر
قلعه کندر
کندر
بر کنار کردن
بوته کندر
بوس و کنار کردن
دارای کنگره کردن
درخت کندر سرخ
نظرات