کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : کنگاش خواستن
تلفظ بین المللی :
/kanɡˈɑʃ xˈɑstan/
تلفظ :
[kang'AS x'Astan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رمضانعلی کفاش خراسانی
کنگاش
کنگاش کردن
کناش
کنکاش
کنگان
بندر کنگان
کنکاش کردن
کنگان شهرستان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کنگاش خواستن. [ ک ِ / ک َ خوا / خا ت َ ] ( مص مرکب )صلاح خواستن و رأی و تدبیر نمودن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
صلاح خواستن و رای و تدبیر نمودن
کلمات مرتبط
رمضانعلی کفاش خراسانی
کنگاش
کنگاش کردن
کناش
کنکاش
کنگان
بندر کنگان
کنکاش کردن
کنگان شهرستان
نظرات