معانی کلمه : کناش
لغت نامه دهخدا
کناش. [ ک ُن ْ نا ] ( ع اِ ) خلاصه . ملخص. تلخیص. اختصار. وجیزه : کناش فخر رازی. و شاید به معنی اصول باشد و شاید به معنی مطالبی بی سامان و بی ترتیب در کتابی نوشته باشد از کنشاء به معنی جعد. قطط. قبیح الوجه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || مجموعه یادداشتهای طبی. رجوع به کنانیش شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
( اسم ) مجموع. یادداشتها ی طبی .
