Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنشتو

تلفظ بین المللی : /kanˈaʃtuː/ تلفظ :‌ [kan'aStu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • کنشتوک
  • کنتور
  • کنشت
  • کنشو
  • کشتوزرع
  • کشتوکشتار
  • کنتور اب
  • کنتور گاز
  • کنشور سازی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

کنشتو. [ ک َ ن َ ] ( اِ ) غوره باشد که انگور نارسیده است و به عربی حصرم خوانند. ( برهان ). غوره را گویند و آن را به تازی حصرم خوانند. ( فرهنگ جهانگیری ). اسم فارسی حصرم است. ( فهرست مخزن الادویه ). غوره انگور. ( ناظم الاطباء ). کنشو. انگور نارسیده. غوره. ( فرهنگ فارسی معین ) : برفتم به رز تا بیارم کنشتوچو سیب و چو غوره چو امرود و آلو.علی قرط ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || گیاهی که بدان جامه ...

فرهنگ عمید

چوبی که برای شستن جامه و پارچه به کار می رود، اشنان: ایمن بزی اکنون که بشستم / دست از تو به اشنان و کنشتو (شهیدبلخی: شاعران بی دیوان: ۳۵ ).

کلمات مرتبط

  • کنشتوک
  • کنتور
  • کنشت
  • کنشو
  • کشتوزرع
  • کشتوکشتار
  • کنتور اب
  • کنتور گاز
  • کنشور سازی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات