Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کنشو

تلفظ بین المللی : /konˈeʃo/ تلفظ :‌ [kon'eSo]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کنشور سازی
  • کنشور کردن
  • الگوی ثبت کنشور
  • فراکافت کنشوری نوترونی گامای بی درنگ
  • کنشویچه
  • کنشویچه ماوه
  • ساکسوفُن کشوی
  • سر کشور
  • سیاسیات کشوری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کنشو. [ ک َ ] ( اِ ) به معنی غوره که انگور خام است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ رشیدی ) ( انجمن آرا ) ( فرهنگ جهانگیری ). رجوع به کنشتو شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - کنشتو

کلمات مرتبط

  • کنشور سازی
  • کنشور کردن
  • الگوی ثبت کنشور
  • فراکافت کنشوری نوترونی گامای بی درنگ
  • کنشویچه
  • کنشویچه ماوه
  • ساکسوفُن کشوی
  • سر کشور
  • سیاسیات کشوری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات