Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کماج پزی

تلفظ بین المللی : /kˈomɑdʒ pˈazi/ تلفظ :‌ [k'omAdZ p'azi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • کماج
  • کماج خور
  • کماج پز
  • کماج و کلوچه و مانند انها
  • کماج دان
  • کماج نون
  • کماج هاکردن
  • کماج سهن
  • نان کماج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کماج پزی. [ ک ُ پ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل کماج پز. || ( اِ مرکب ) دکان کماج پز. جایی که کماج پزند.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل کماج پز . یا دکان کماج پز

کلمات مرتبط

  • کماج
  • کماج خور
  • کماج پز
  • کماج و کلوچه و مانند انها
  • کماج دان
  • کماج نون
  • کماج هاکردن
  • کماج سهن
  • نان کماج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات