Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کفانیدن

تلفظ بین المللی : /kafˈɑnidˌan/ تلفظ :‌ [kaf'Anid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • شنا کنانیدن
  • کشانیدن
  • کفانیده
  • کنانیدن
  • کشانیدنی
  • کفاندن
  • کیفانیدن
  • دراز کشانیدن
  • درنگ کنانیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کفانیدن. [ ک َ دَ ] ( مص ) شکافتن و ترکانیدن به درازی. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). شکافتن و ترکانیدن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). شکستن. شق کردن. شق. ثنط. کفانیدن ریش ، نشتر زدن بدان. بط. ( یادداشت مؤلف ). هدغ. طر. ( منتهی الارب ) : هر آن سر که دارد خیال گریزبباید کفانیدن از تیغ تیز.دقیقی.قلم منت هجا کرد و من آگاه نیم ز دهن بیرون کردم به سر کار زبانش بند بر پای نهادمش و سیه کردم روی وز درازا بک...

فرهنگ عمید

ترکاندن، شکافتن: هر آن سر که دارد خیال گریز / بباید کفانیدن از تیغ تیز (دقیقی: ۱۱۳ ).

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م . ) شکافتن ، ترکانیدن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شکافتن : ( هران سر که دارد خیال گریز بباید کفانید از تیغ تیز ) . ( دقیقی )

کلمات مرتبط

  • شنا کنانیدن
  • کشانیدن
  • کفانیده
  • کنانیدن
  • کشانیدنی
  • کفاندن
  • کیفانیدن
  • دراز کشانیدن
  • درنگ کنانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات