Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کعبره

تلفظ بین المللی : /kaʔbˈareː/ تلفظ :‌ [ka?b'aRe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سنگ کعبه
  • غزال کعبه
  • کبره
  • کبره بستن
  • کبره بسته
  • کزبره
  • کزبره البئر
  • کزبره الثعلب
  • کزبره الحبشه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

کعبرة. [ ک َ ب َ رَ ] (ع مص ) بریدن بوسیله ٔ شمشیر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). منه کعبره بالسیف کعبرة. (ناظم الاطباء). || (ص ) زن عجمی درشت اندام درشتخوی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).

کعبرة. [ ک ُ ب ُ رَ ] (ع اِ) هرچیز سرگنده ای که از گندم وقت پاک کردن دور کنند. کُزل . || سراستخوانها. || گره بندهای زراعت . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم ا...

فرهنگ فارسی

هر چیز سرگنده ای که از گندم وقت پاک کردن دور کنند .یا سراستخوانها یا استخوان درشت

کلمات مرتبط

  • سنگ کعبه
  • غزال کعبه
  • کبره
  • کبره بستن
  • کبره بسته
  • کزبره
  • کزبره البئر
  • کزبره الثعلب
  • کزبره الحبشه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات