Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ کشورگیر

تلفظ بین المللی : /keʃvˈarɡir/ تلفظ :‌ [keSv'aRgiR]
لغت نامه دهخدا
  • کشورگیری
  • کشور گیر
  • سیاسیات کشوری
  • کارگیر
  • کارگیری
  • کشوردار
  • کشورداری
  • کشورگان
  • کشورگشایی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

کشورگیر. [ ک ِش ْ وَ ] (نف مرکب ) گیرنده ٔ کشور. کشورستان . فاتح کشور. مملکت گیر. کشورگشای : میر احمد محمد شاه سپه پناه آن شهریار کشورگیر جهان ستان . فرخی .ملک شیردلی خسرو شمشیرزنی شاه لشکرشکنی پادشه کشورگیر. معزی .به سر کلک وی آراست ملک خسرو شرق و شه کشورگیر. سوزنی .این چه دعوی شگرف است بگوی ای خر پیرکه منم شاعر لشکرشکن کشورگیر. سوزنی .از رای منیر کشورگیر که منبع افاضت اجرام آسمان و مرجع افادت آث...

کلمات مرتبط

  • کشورگیری
  • کشور گیر
  • سیاسیات کشوری
  • کارگیر
  • کارگیری
  • کشوردار
  • کشورداری
  • کشورگان
  • کشورگشایی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات