کسر. [ ک ِ ] (اِخ ) نام چند قریه در یمن . (ناظم الاطباء).
کسر. [ ک ِ س َ ] (ع اِ) ج ِ کِسرَة. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ).
کسر. [ ک ُس ْ س َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ کاسر و کاسرة. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).
خارج قسمت دو کمیت متـ . بَرخه 2 * مصوب فرهنگستان اول
برخه، خرده
تفریق، کم، منها
تقلیل، کاهش، نقصان
خرد کردن، شکست، شکستن
۱. برخه، خرده
۲. تقلیل، کاهش، نقصان
۳. تفریق، کم، منها
۴. خرد کردن، شکست، شکستن
بخش، برداشتها