کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کسر-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کسر کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈasr kˈardan/
تلفظ :
[k'asR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کار دراز کردن
کار راست کردن
کار سازی کردن
کار محکم کردن
کار چاق کردن
کار چون زر کردن
کار کردن
کار یکرو کردن
کبر حاصل کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
کسر کردن. [ ک َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کم کردن. کاستن.
فرهنگ فارسی
کم کردن .کاستن
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
derogate (فعل)تخفیف دادن، کاستن، باطل کردن، خفت دادن، فسخ کردن، کسر کردن، عمل موهن انجام دادنmute (فعل)کسر کردنdeduct (فعل)کم کردن، کسر کردن، وضع کردن، منفی کردنsubduct (فعل)ربودن، کشیدن، بیرون بردن، تفریق کردن، کسر کردنdetract (فعل)کاستن، کم کردن، گرفتن، کسر کردن، کاهیدنwrite off (فعل)کسر کردنdefalcate (فعل)کسر کردن، اختلاس کردن، دستبرد زدن...
کلمات مرتبط
کار دراز کردن
کار راست کردن
کار سازی کردن
کار محکم کردن
کار چاق کردن
کار چون زر کردن
کار کردن
کار یکرو کردن
کبر حاصل کردن
نظرات